روزنامه اسرائیلی هاآرتس در اوایل زمستان سال گذشته گزارش داد که " مذاکرات سری میان باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا و مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان صورت گرفته که بر اساس آن، دولت امریکا تعهد میدهد که برای تشکیل کشور مستقل کردستان با بارزانی همکاری کند. مشروط بر اینکه بارزانی فعلا به تعهد خود به پایبند بودن به اصول عراق فدرالیسم مقید باشد و حرکتی خلاف آن انجام ندهد، زیرا سیاست پراگماتیک واشنگتن ایجاب میکند که از حدود برخی مبادی تجاوز کند و از جریانهایی حمایت کند که مخالف نظام عراق و نظام کردستان باشد. این سیاستی است که ایالات متحده ناچار به اتخاذ آن است. بارزانی هم پذیرفته که از قانون انتخابات جاری در عراق حمایت کند و به همین منظور نیز قصد دارد گروه کردی را برای مذاکره با واشنگتن و گرفتن التزاماتی از امریکاییها به ایالات متحده بفرستد".
کردها در رسانه های داخلی خود همواره اعلام داشته اند که " فدرالیسم، مورد تایید امریکا است و از ابتدای سال 2003 زمانی که امریکا به عراق حمله کرد، این موضوع همواره مورد تاکید دولتمردان امریکایی بوده است " . همچنین پیش از این برخی منابع خبری گزارش داده بودند که کردها برای رسیدن به استقلال کامل ارتباطات سری دیگر با اسرائیلیها بر قرار کردهاند اما اقلیم کردستان نسبت به این شایعات تا کنون هیچ واکنشی نشان نداده است. به گزارش روزنامه كویتی الرای العام، مسعود بارزانی در كنفرانس مطبوعاتی در اتاق بازرگانی و صنایع كویت در پاسخ به سوالی درباره نفوذ اسرائیل در منطقه كردستان عراق این سوال را مطرح كرد كه "نمیدانم تا كی باید درباره نفوذ اسرائیل در منطقه سوال كنید. این امر صحت ندارد زیرا اسرائیل در همه كشورهای عربی نفوذ كرده است. رابطه با اسرائیل جرم نیست و در صورت برقراری روابط دیپلماتیك میان اسرائیل و عراق، با تلآویو رابطه برقرار میكنیم. در صورتی كه سفارت اسرائیل در بغداد گشایش یابد، كنسولگری آن در اربیل گشایش خواهد یافت ".
در یک تقسیم بندی ساده میتوان بازیگران فعلی دخیل در این مسئله را به دو گروه تقسیم کرد: بازیگران درونی و بازیگران بیرونی. بازیگران درونی را میتوان شامل دولت ترکیه، پ.ک.ک، دولت مرکزی عراق و کردهای عراق ذکر کرد و بازیگران بیرونی را شامل آمریکا، ایران، اسرائیل، و اتحادیه اروپایی دانست.به نظر میرسد که اسرائیل بیشتر از هر کشور دیگری از سقوط صدام نفع برده است، نه فقط به این خاطر که عراق در سال¬های گذشته یکی از مهمترین کشورهای عرب مخالف اسرائیل بوده است، بلکه بیشتر به خاطر اینکه سقوط صدام و اشغال این کشور فرصتهای بی نظیری را در اختیار این کشور قرار داده است. از نگاه اسرائیل، شکل گیری فدرالیسم در عراق و تجزیه احتمالی این کشور بهترین گزینه برای تامین منافع اسرائیل است روابط اسرائیل با کردها را میتوان در راستای استراتژی«اتحاد پیرامونی» قرار دارد که در آن اسرائیل برای افزایش حاشیه امنیتی خود، طرح اتحاد با کشورهای غیر عرب پیرامون خود را دنبال میکند. از نگاه اسرائیل در صورت استقلال کردها، اسرائیل یک متحد خوب در منطقه به دست میآورد و از این طریق حاشیه امنیت اسرائیل تقویت میشود. حضور اخیر اسرائیل در شمال عراق و مطرح شدن بحث کمک آن به کردهای جدایی طلب ترکیه، بر نگرانی مقامات ترک افزوده است. نگرانی های امنیتی اسرائیل در قبال کشورهای منطقه باعث شده که این کشور در جستوجوی متحدی جدید در منطقه باشد و بهترین گزینه در این خصوص یک دولت مستقل کرد در شمال عراق است. اکنون اسرائیل در جهت حل و فصل مسئله کردها از طریق استقرار نظام فدرال یا ایجاد یک کشور مستقل برای کردها میکوشد و معتقد است که یک کشور مستقل یا خود مختار کرد، دشمن اسرائیل نخواهد بود. مقامات کرد در شمال عراق نگرش مثبتی به اتحاد با اسرائیل دارند و در مورد روابط آنها با اسرائیل در مطبوعات منطقه، رسانهها و شبکههای تلویزیونی صحبتهای زیادی میشود. گفته میشود که اسرائیل در شمال عراق، حضور پر رنگی دارد و شرکتهای خصوصی یهودی ـ اسرائیلی در عملیاتهای راهسازی، خانهسازی و جادهسازی فعال هستند و حتی دنبال تأسیس خط لوله انتقال نفت حیفا ـ کردستان میباشند. در خصوص حضور اسرائیلیها در شمال عراق، مقامات عراقی و مقامات کرد عراق همواره این امر را تکذیب کردهاند، اما برخی از مقامات رژیم صهیونیستی مدعی هستند که همانگونه که ایران در نزدیک مرز اسرائیل (یعنی جنوب لبنان) نفوذ و حضور دارد، پس اسرائیل نیز حق دارد که در مجاور مرزهای ایران (کردستان عراق)، حضور داشته باشد. در این راستا از سالهای گذشته مقامات رژیم صهیونیستی سعی کردهاند که از طریق آذربایجان و ارمنستان در مجاور مرزهای ایران حضور داشته باشند، اما ظاهراً موفقیتی به دست نیاوردهاند و در حال حاضر منطقه کردستان عراق را مدنظر قرار دادهاند.
اسرائیل استراتژی تضعیف و تجزیه قدرت¬های بزرگ خاورمیانه را همواره دنبال کرده است تا از این طریق امنیت خود را افزایش دهد. اسرائیل از چندین دهه پیش با کردها به منظور دستیابی به خود مختاری و استقلال، همکاری نموده است. در دهه¬های1960 و 1970، افسران ارتش اسرائیل به رزمندگان مصطفی بارزانی در جنگ با ارتش عراق کمک میکردند. پس از سقوط رژیم هاشمی در عراق در سال ۱۹۵۸ اسرائیل همکاری خود را برای تعلیم کردها شروع کرد . اما آغاز روابط نزدیکتر به سال ۱۹۶۳ است که اسرائیل ب ارسال سلاح های نظامی کمک های خود را افزایش داد زیرا در آن زمان با اعراب در جنگ بودند و سعی می کردند تا جبهه ای متحد در پشت جبهه عربی برای خود باز نمایند. روابط ویژه شاه ایران با اسرائیل و مجاورت در منطقه کردستان عراق زمینه همکاری های مخفی و نظامی را بوجود آورد. پیوند اسرائیلی ها با کردها به طور علنی از سال ۱۹۶۴ شروع شد . هنگام که « مئیر امیت » به ریاست موساد رسید طرحی را برای افزایش عملیات تهاجمی علیه هدف های عربی به اجرا درآورد. در همین زمان شیمون پرز - به طور پنهانی با « کامران علی بدرخان » دیدار کردو او نیز سعی کرد تا در پاریس جلال طالبانی را به دیدار پرژ ببرد اما وی بنا به توصیه سفارت روس از این دیدار شانه خالی کرد. نخستین گروه ماموران آموزشی ارتش اسرائیل برای آموزش 3 ماهه پیشمرگان کرد در کوهستان های شمال عراق با رمز « مرواد » (قالی ) در اوت ۱۹۶۵ وارد منطقه کردستان عراق شدند . پس از پایان این دوره اسرائیل کمک های مالی ماهانه ۵۰ هزار دلار را نیز به کردها اختصاص داد . در این سال ها (۱۹۶۱ ) قیام کردها علیه حکومت عراق بنا به طرح محرمانه ساواک برای بازگرداندن پادشاهی هاشمی به عراق آغاز شده بود و اسرائیل در پی کسب متحد جدیدی می گشت که بتواند سیاست های استراتژیک صهیونیست ها را در منطقه تقویت کند. رهبری این قیام را به مصطفی بارزانی سپرده بودند . در اوایل دهه 1960 ساواک ملاقاتی بین بارزانی و افسران اسرائیلی به وجود اوردند و سرتیپ تسوی تسور از پیرانشهر لباس کردی پوشید و به همراه افسر ساواک به دیدار بارزانی رفت . در سال ۱۹۶۶ « لوی اشکول » نخست وزیر وقت اسرائیل از معاون وزارت صنایع و توسعه خواست تا به منطقه کردستان عراق رفته و با بارزانی دیدار کند«ارید لیودائلیاف » از راه ایران رهسپار کردستان عراق شد و با اهدا یک بیمارستان صحرایی با تجهیزات مدرن و تیم پزشکی حرکتی دیگر را در راه تقویت جبهه کردها برداشت . این اقدام به درخواست بارزانی صورت گرفت که به کمک های پزشکی نیاز فوری داشت . در ژانویه ۱۹۶۶ در جلسه ای که با حضور سپهبد نصیری -رئیس ساواک- و ژنرال امیت -رئیس موساد- در تهران - مقرر شد تا شبکه ارتباطی میان افسران اسرائیلی و فرماندهان اطلاعاتی بارزانی در شهرها در ستاد مرکزی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ در داخل حزب دمکرات کردستان عراق – پارتی - تشکیل شود. دستگاه های اطلاعاتی نیز به کردها تحویل داده شد و مرحله نخست این همکاری به مدت ۱۴ سال یعنی از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۵ ادامه داشت .
اما پس از سال 1966 شاه تلاش كرد تا بارزانی را به سوی اسرائیل سوق دهد و به همين دليل بارزانی نيزسفرهایی به اسرائیل داشت و در 1972 نيزقرارداد محرمانه ای با سیا منعقد كرد. البته حسن البکر در سال 1969 ساواک ایران و موساد را به تلاش برای بی ثبات کردن عراق متهم ساخت. که موساد و ساواک در انتقال محرمانه سلاح به کردها نقش اساسی دارند. همکاری ساواک و موساد که گسترش یافت حمایت اسرائیل هم از کردها افزونتر شد. و بعدها قراداد امنیتی ساواک و موساد و میت ترکیه منعقد شد. در 1973 مسعود و ادریس در سفری محرمانه به امریکا با ریچارد هلمز – ریاست بعدی سیا- و آلهیگ در کاخ سفید دیدار کردند. در نتیجه این دیدارها مشاوران اسرائیلی به کردستان عراق آمدند و بنا به گفته دیوید کیمچه – وزیر خارجه اسرائیل - کمک های این کشور از طرف ایران به کردها می رسید.
در سال 1975 ایالات متحده امریکا نیز در چارچوب حمایت از سیاست های شاه حمایت خود را نیز از کردها متوقف کردو کردها معتقدند که کسینجر کردها را فروخته است. روابط مصطفی بارزانی با اسرائیل نقطه عطف روابط نزدیک تر و پیوسته کردها و یهودی ها شد. او سنگ بنای روابط با اسرائیل را در همه زمینه ها براساس اعتماد پذیری کامل ایجاد کرد و حتی بارزانی " موشه دایان " را در آغوش کشید. بارزانی معتقد بود که برای ایجاد کردستان آزاد و مستقل، باید از اسرائیل و ایران انتظار حمایت داشت و روی کمک های این دو حساب ویژه باز کرد. ملدت از جمله کسانی بود که گام های اساسی در تعمیق روابط میان اسرائیل و کردها برداشت و روابط میان اسرائیل و کردستان را محور سیاست های خاورمیانه ای حزب قرار داد و بنا بر اطلاعات موجود درباره روابط عمیق مصطفی بارزانی و اسراییل از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۵ ، مستشاران اسراییلی و افسران اطلاعاتی موساد در تمامی سالهای فوق تشویق کننده تفکر استقلال طلبی در بین کردها بوده اند و بارزانی ها نیز اعلام استقلال کردستان را زیرنظر اسراییل قبول داشتند.
دوره دوم تحول در روابط کردها و اسرائیلی ها پس از اشغال کویت به وسیله عراق آغاز شد. سرکوب شدید کردها در اواخر جنگ ایران و عراق و پس از آن تا سال ۱۹۹۱ موقعیت خاص کردها را مجددا " مورد توجه مقامات امنیتی اسرائیلی قرار داد. ارتباطات میان موساد و کردها – بارزانی - پس از آنکه منطقه خودمختار در کردستان عراق شکل گرفت و منطقه ممنوعه پروازی در شمال عراق به اجرا درآمد وارد مرحله تازه تر و نزدیک تری شد که در واقع آغاز دوره جدید و مستمر روابط اطلاعاتی میان کردها و اسرائیل ن ز به شمار می آید. زیرا تحت شرایط تحریم عراق به وسیله سازمان ملل و ایجاد مناطق امن در شمال عراق فضا برای فعالیت عوامل موساد در عراق فراهم شد و رفت و آمد ماموران اسرائیلی با توجه به سفر مقامات اروپایی و غربی و برقراری روابط ویژه با کردها به ویژه امریکا فرانسه و انگلیس و برخی کشورهای سوسیال دموکرات اروپایی شدت گرفت . طی دهه ۱۹۹۰ موساد با نصب دستگاه های جاسوسی از منطقه شمال عراق به عنوان سرپل و سایت شنود علیه فعالیت های ایران و سوریه و حتی جنوب ترکیه استفاده کرده است . در کنار آن حتی تجار اسرائیلی نیز وارد مناطق کردستان شدند و فعالیت های اقتصادی به تدریج در مناطق خودمختار کردستان آغاز شد. در همین دوره یعنی سال ۱۹۹۴ گزارش شد که سفرهای یهودی ها و کردهای ساکن در اسرائیل ب کردستان عراق آغاز شده است . هدف از این سفرها عمدتا " اطلاعاتی نظامی و تجاری بوده است.
به کمک و حمایت از سازمان اطلاعاتی «موساد» اسرائیل که نمایندگان آنها نزد مصطفی بارزانی بودند در ایجاد و تشکیل شبکه های اطلاعاتی در عراق که نتایج مفید و مؤثر آن در دوران اشغال و پس از اشغال وسیله نیروهای مؤتلف و در رأس آنها آمریکا کاملاً آشکار و هویدا گردید. که خیلی از خبرنگاران و مجربین در مسائل اطلاعاتی از آن آگاهند. ادامه کمک و یاران دهی به امیال و خواسته های آمریکا و اسرائیل از جمله میراث و ثمر بازمانده برای فرزندان و نوه های اوست که امروز مصدر مشاغل مهم و حساس دولت -به اصطلاح خودمختار- کردستان عراق هستند. مسرور پسر مسعود بارزانی رئیس سازمان اطلاعات و امنیت منطقه شمال عراق است که کلیه عملیات حزب پ.ک.ک همچنین اکراد ایرانی که خواهان خودمختاری در ترکیه و ایران هستند زیر نظر او انجام میشود.
به عبارت دیگر، آمریکا و اسرائیل از عناصر کردی که در پی متزلزل کردن ثبات داخلی ایران هستند، حمایت میکند. همان طور که به طور مبسوطی توسط روزنامه نگار محقق، سیمور هریش، انتشار یافت، هر دو کشور اسرائیل و آمریکا، پیوسته جنگ وکالتی در داخل کردستان ایران از طریقی حمایت از پژاک – حزب حیات کردستان – و دیگر سرمایههای کردی که بالقوه دارای این امکان هستند – مورد حمایت قرار میدهند.
نکته طنزآلود و تمسخرآمیز قضیه این است که آمریکا، پ.ک.ک را به عنوان یک سازمان تروریستی میشناسد اما انگار گاه تحبیب میکند یا در بهترین شیوه در برابر ثمره پژاک تسامح نشان میدهد. اسرائیل همواره به کارت کردی بسان سرمایهای مهم در تقویت منافع استراتژیک خود در منطقه نگریسته است. همانگونه که اسکات ریتراظهار میدارد، روابط استراتژیک اسرائیل باترکیه شرایطی را پدید آورد که آنکارا چشم خود را بر روی حمایت اسرائیل از کردها در عراق و ایران میبندد مشروط به این که همکاری اسرائیل در تحت فشار گذاشتن عصیان کردها در ترکیه، واقعی باشد. کامل واضح است که امروزه سرنوشت کردستان عراق با شبکه پیچیده روابط ایران و آمریکا و سیاستهای اسرائیل در منطقه در هم تنیده است. سرانجام جغرافیای سیاسی منطقهای ترکیه و روابط ایران و ترکیه تأثیری ماندگار در توسعه کردستان خواهد داشت.
پرفسور ناچمانی تحلیلگر موسسه استراتژیک بسا خاطر نشان می سازد که پیوندهای تل آویو و اقلیم کردستان، آشکارا هستند اما به مانند سابق نیست. اکثر اسرائیلی ها شادند از اینکه کردها بعد از سرنگونی صدام تلاش وافر دارند و پنهان هم نیست که اسرائیل به هر طریقی به کردها قبل از سقوط صدام کمک کرد تا نیروی نظامی خود را پرورش دهند. و رابطه کردها و اسرائیل موجب نزدیکی آنها با آمریکا شده است و پس از 2003 دیگر به حمایت اسرئیل نیاز چندانی ندارند گرچه مسئولان کرد – بارزانی ها – رابطه را حاشا می کنند اما متخصص های اسرائیلی نگرانی از افشا موضوع ندارنداخيرا اليعزر (گيزی) تسفرير، مامور پيشين موساد، در کتابی بنام «انا کوردی» (من يک کرد هستم)، در مورد کمک های اسرائيل به کردها تا اواسط دهه هفتاد ميلادی، درمناطق کردنشين عراق، سخن گفته است.
اما بعضی از هواداران متعصب و ناآگاه بارزانی در ایران و عراق، هر منتقدی که این مساله شائبه رابطه اسرائیل با کردستان شمالی را مطرح کرد، سعی در تخریب شخصیت و ترور فیزیکی اش داشته اند اما دیگر نسل جوان کردستان، هوشمندتر از این شمامورتی و شارلاتان بازی های خبری است و وجود ترورهای زیاد در تاریخ معاصر کردستان نشانه صادق این مدعا است که در نوشتاری دیگر به آن پرداخته خواهد شد.