«کردستان امروز». استان تازه تأسیس و مرزی خراسانجنوبی به جهت مرزها و همسایگی با سایر کشورها و همچنین وسعت زیاد از لحاظ امنیتی حائز اهمیت است. یکی از موارد مهمی که در لایحه برنامه پنجم توسعه تأکید شده مسئله امنیت ملی چه در مرزها و چه در مناطق داخلی است، به همین علت روزنامه خراسان جنوبی با حسین ابراهیمی نماینده شهرستان محروم و مرزی بیرجند در این رابطه گفتوگو کرده است.
ابراهیمی معتقد است که تنها با انسداد مرزها نمیتوان امنیت را برقرار کرد بلکه در کنار این مسئله، تقویت پاسگاهها و ایجاد روابط تجاری نیز باید وجود داشته باشد.
او میگوید: باید طوری مرزها را ساماندهی کنیم که بخش مناسبی از تجارت و بازرگانی را از طریق مرزها داشته باشیم. بازارچههای مرزی مشترک، کارخانههای مشترک و ایجاد صنایع مشترک در مناطق مرزی میتواند راهگشا باشد.
به اعتقاد او، بهترین نوع انسداد مرزها به وسیله مرزنشینان انجام میشود.
این نماینده مجلس که برای دومینبار بر صندلیهای خانه ملت تکیه زده، نبود امکانات لازم از جمله حملونقل ریلی و هوایی را علت اصلی دفع سرمایهگذاران خصوصی میداند و از فقر و تنگدستی مردم به عنوان عامل اصلی کفر و بیایمانی یاد میکند.
حسین ابراهیمی، این نماینده ۶۸ ساله که به نمایندگی از مردم بیرجند در خانه ملت در حال فعالیت است علاوه بر این، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، رئیس داوران فراکسیون اکثریت و رئیس رسیدگی به امور مساجد را نیز برعهده دارد.
عضویت در کمیته انقلاب، سازمان عقیدتی وزارت دفاع و نماینده رهبر در دانشگاه و امور افغانستان از سوابق گذشته وی قبل از نمایندگی است.
استان خراسان جنوبی یک استان مرزی است. در رابطه با انسداد مرزها بهتر نبود به جای این کار پاسگاههای مرزی را تقویت کنیم؟
در رابطه با مسائل مرزی حرف و حدیثهای زیادی وجود دارد. راههای مختلفی هم دارد که هم میتواند در رابطه با انسداد مرزها باشد هم تقویت پاسگاهها و این موضوع را نیز باید به یاد داشت که از فرصت مرزها باید استفاده کنیم. در واقع تنها به این فکر نباشیم که درها و مرزها را ببندیم بلکه در اصولی باز کردن بهتر از بستن آن است. باید سازوکارهایی دیده شود که همهچیز در آن لحاظ شود. امروزه همه کشورها از مرزها بهترین استفاده را میکنند و به دنبال این نیستند که مرزها را ببندند مگر اینکه در موارد خاص این کار را انجام دهند و آن هم بستگی به شرایط امنیتی دارد. مرزهای شرقی و غربی نسبت به هم تعاریف متفاوتی دارند. در مرزهای غربی یکسری مسائل را داریم و در مرزهای شرقی نیز مسائل متناسب با خودش را که البته شاید در بعضی از مسائل نیز با هم مشترک باشند.
شما به عنوان نماینده یک استان مرزی و عضو کمیسیون امنیت ملی چه راهی را جایگزین انسداد مرزها میدانید؟
ببینید ما باید تکلیفان را با خودمان روشن کنیم؛ اگر نمیخواهیم مثلاً با ترکیه و عراق تعامل داشته باشیم مرزها را ببندیم ولی اگر نمیخواهیم تعامل و ارتباطمان را ببندیم و قطع کنیم، باید مرزها را جوری ساماندهی کنیم که بخش خوبی از تجارت و بازرگانی را از طریق مرزها داشته باشیم. بازارچههای مرزی مشترک، کارخانههای مشترک و ایجاد صنایع مشترک در مناطق مرزی و با سایر کشورهای آن طرف مرزها، به عقیده من بهترین نوع انسداد مرزهاست. به این صورت که با برقراری امنیت و اعتماد به بازرگانان مناطق مرزی میتوان هم از لحاظ تجاری و هم از لحاظ امنیتی به اهدافمان برسیم.
باز هم تأکید میکنم که بهترین نوع انسداد مرزها به وسیله مرزنشینان انجام میشود.
شما از مرزبانی مرزنشینان صحبت کردید. این تعبیر شما چه تأثیری در بخش امنیتی ، تجاریو اقتصادی کشور میگذارد؟
اگر مرزها توسط خود مردم مرزبانی شود، باعث تعامل تجاری با سایر کشورها میشود. به این ترتیب ما هم سود میبریم و هم به آن طرف سود میدهیم. یعنی یک دادوستد دوطرفه صورت میگیرد که برای این کار باید به نوعی تعامل برسیم. با این کار هم از ورود کالای قاچاق جلوگیری میشود و هم اینکه فقر از میان مردم برداشته میشود. چون بیشتر مشکلات مردم به خاطر فقر است و فقر است که منتج به بیایمانی و سستی میشود. البته من معتقدم نگاهی هم وجود دارد که شرایط طوری است که انسداد مرزها باید صورت بگیرد، گاهی نیز نیاز به تقویت پاسگاهها داریم. در واقع ما نمیتوانیم مرزها را با بتون ببندیم یا پاسگاهها را بیش از حد تقویت کنیم یا تنها به کارهای تجاری و اقتصادی متکی باشیم، بلکه هر ۳ کار و راه را باید در کنار هم انجام دهیم. اگر جامعنگری کردیم و با این شیوه جلو رفتیم قطعاً موفق خواهیم شد. بنابراین در رابطه با مسائل تجاری خود مرزنشینان به دلیل منافع مشترکی که با سایر کشورها دارند، در مرزها مرزبانی میکنند و از آن طرف پاسگاهها را نیز تقویت میکنیم و در جایی اگر شرایط اقتضا کند راهی جز انسداد مرزها نداریم. این ۳ راهکار باید یکدیگر را پوشش دهند و به این طریق امنیت مرزهایمان تأمین خواهد شد. ما باید کاری کنیم که در مرزها معیشت مردم تأمین شود چون تا زمانی که مردم راحت زندگی کنند و مشکل معیشتی نداشته باشند، قاچاق و شرارت نیز وجود نخواهد داشت.
در رابطه با لایحه برنامه پنجم توسعه، مجلس از چه راهکاری برای بررسی این لایحه استفاده میکند تا به سرنوشت برنامههای گذشته مانند برنامه چهارم توسعه دچار نشود؟
در این دوره خوشبختانه مجلس تمهیدات خوبی را برای بررسی این برنامه تدارک دیده است. همایش ۲ روزه بررسی لایحه برنامه پنجم یکی از این تمهیدات است. به طوری که در روز نخست این همایش۰۶۳ مقاله علمی به این همایش ارسال شد. مضاف بر این ۲ روز هم صاحبنظران صحبت و اظهارنظر کردند . هم از سوی دولت، هم مجلس و هم اساتید دانشگاهها در این همایش بودند. این تبادل افکار و ارسال مقالات و جمع شدن نظرات مختلف افق تازهای را گشود تا برنامه پنجم با وسعتنظر بیشتر و زوایای نظری مختلف بررسی شود و کمتر دچار مشکل شود به این دلیل که قطعاً این برنامه بدون مشکل نیست چون در نهایت با نظر ۰۹۲ نماینده باید تصویب شود و سلایق مختلف و تضارب آرا ایجاد میکند اما به گفته امیرالمؤمنین علی (ع) در تضارب آرا سلامت و صداقت ظاهر میشود، در عین حال هیچ نمایندهای نمیگوید که نظرم تأمین شده است.
چشمانداز بیست ساله نظام راجع به امنیت ملی و سیاست خارجی چیست؟
اینکه در چشمانداز۰۲ ساله نظام باید کشور ما از نظر امنیت در منطقه بالاترین و بهترین و در عین حال امنترین مناطق باشد در لایحه برنامه پنجم توسعه نیز گنجانده شده است، مطابق دستور مقام معظم رهبری هم در چشمانداز۰۲ ساله و هم در سیاستهای کلی باید در نظر گرفته شود که به نظر من اگر نظرات ایشان در این رابطه تأمین شود ما به اهدافمان در این زمینه میرسیم.
اگر بخواهیم روابط اقتصادی دو کشوری که به لحاظ فرهنگی شبیه و نزدیک به هم هستند را بدون مانع برقرار کنیم چه تأثیری در امنیت آن مناطق خواهد گذاشت؟
البته تنها تجارت نیست. من معتقدم که مرزهای ما استعدادهای مختلفی دارند. در بعضی از مرزها آب مشترک، نفت مشترک و گاز مشترک داریم. ما باید از ظرفیتهایی که در دو طرف مرزها وجود دارد استفاده کنیم چون تعامل موجب امنیت میشود بنابراین باید تلاش کنیم که کلیه مرزهایی که ظرفیتهای کشاورزی و استعداد دارند برای تأمین معیشت مردم سازماندهی کنیم تا مرزها خلوت نشوند و فقر را از آن مناطق ریشهکن کنیم.
قرار است در برنامه پنجم توسعه تمرکز دولت از کلانشهرها برداشته شود و در مقابل به موضوع شهرهای کوچکتر و کمتر توسعهیافته پرداخته شود. نظر شما در این رابطه چیست؟
این بحث نیز در راستای بحث اول ماست. ظرفیتی که در مرزها، روستاها و مناطق محروم وجود دارد را باید شناسایی کنیم و آنها را به جاذبههای سرمایهگذاری تبدیل کنیم. البته در حال حاضر تمام روستاهای استان خراسانجنوبی برق، آب، گاز و تلفن دارند و نظام در تمام دولتها خدمات ارزندهای به آنها ارائه کرده است. باید توجه کرد که مشکل اساسی ما معیشت مردم است، اگر روزی به جایی رسیدیم که مردم دغدغه معیشتی نداشته باشند قطعاً ترجیح میدهند که در روستاها زندگی کنند. اگر دانشگاه، مراکز آموزشی، امکانات تفریحی و ورزشی و فرهنگی در مناطق محروم و روستاها وجود داشته باشد دیگر روستاییان به شهرها مهاجرت نمیکنند. باید قطبهای سرمایهگذاری تشکیل شود که حتی مردم را از شهرها به روستاها بکشاند، در واقع این امر با توسعه متوازن فراگیر و پایدار تحقق پیدا میکند.
شما از سرمایهگذاری صحبت کردید. به نظر شما در استان خراسانجنوبی آیا باید به سرمایهگذاری دولتی تکیه کرد یا اینکه زمینه را برای سرمایهگذاری خصوصی آماده کرد؟
تسهیلات دولت در این زمینهها خوب است، اما در بحث سرمایهگذاری خصوصی، تأمین امنیت سرمایه، بیمه کردن سرمایه سرمایهگذاران و فراهم کردن زیرساختهای اقتصادی لازم است. متأسفانه مشکل ما مسئله زیرساختهاست. در این حالت استانهای پیشرفته، پیشرفتهتر میشوند و مناطق محروم نیز به همان حال باقی میمانند به این دلیل که میگویند هم باید زیرساختها را فراهم کنید هم سرمایهگذاران را جذب کنید، در صورتی که باید برای مناطق محروم از جهت سرمایهگذاری امتیازات ویژهای قائل شوند تا سرمایهگذاران به این سمت کشانده شوند.
خب، عدهای هم معتقدند که سرمایهگذاران در مناطق محروم حاضر به سرمایهگذاری نیستند.
بله قطعاً اینطور است. در این شرایط دولت باید بیشتر سرمایهگذاری کند چون در شرایط مساوی سرمایهگذاری صورت میگیرد اما سرمایهگذاران فکر میکنند تا زمانی که خراسانرضوی و یا اصفهان وجود دارند چرا در خراسانجنوبی سرمایهگذاری کنند. به این دلیل که استان خراسانرضوی سرمایهگذاران را تضمین میکند و از امکانات زیادی بهرهمند میشوند. در حالی که در خراسانجنوبی نه راهآهنی وجود دارد و نه هر ساعت میتوانند از هواپیما استفاده کنند و امکانات زیادی هم در آنجا وجود ندارد.