ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 آسیب شناسی صداوسیمای کردستان. بخش دوم
.

كردستان امروز". در بخش پيشين اين نوشتار به اين نكته اشاره شد كه رفتن محمدحسين تركمن مدير ناموفق پيشين از صداوسيماي مركز كردستان، و به‌روي‌كارآمدنِ رضا‌علي‌نژاد كه تجربه مديريت موفقيت‌آميز صداوسيماي‌مركز زاهدان را در كارنامه‌ي خود دارد و او را به عنوان مديري قانون‌مدار و جدي مي‌شناسند، به خودي خود فرصت مناسبي را براي ايجاد تغييرات مناسب در اين مركز فراهم آورده و به موازات اين نكته به اين واقعيت نيز اشاره شد كه صرف چنين تغييري بدون درنظرگرفتن نقش معاونين اين مركز - كه متاسفانه غالبا ناكارآمد بوده و بعضا با زدوبندهاي مرسوم بر سركار آمده‌اند- عملا ممكن نيست و نمي‌توان از يك مدير كل انتظار معجزه داشت.

در اين بخش از نوشتار تلاش مي‌كنيم به اهميت نقش نيروهاي برنامه‌ساز اشاره كرده و به بررسي چندوچون كار و فعاليت برنامه‌سازانِ صداوسيماي مركز كردستان بپردازيم.اما پيش از آن لازم است به نكته‌اي اشاره كنيم كه علت‌العلل بسياري از آسيب‌ها و مشكلات اين نهاد فرهنگي و رسانه‌اي استان كردستان، در آن نهفته است. اين نكته چيزي نيست مگر تلاش مديران پيشين صداوسيماي مركز كردستان در فعاليت‌هاي سياسي و جناحي، كه عملا زمينه‌ساز يك سنت مديريتي مخرب و آسيب‌زا شده است.

به عنوان مثال مطالعه اجمالي گذشته‌ي مديريتي كرم‌رضاپيريايي (استاندار فعلي همدان و مديركل صداوسماي مركز كردستان در دوران پيش از مديريت محمدحسين تركمن) و ديگر همراهان او از جمله محمد جعفر محمدزاده(رييس دفتر كنوني رحيمي معاون اول رييس جمهور و معاون پيريايي در مركز كردستان) و بسياري ديگر از نيروهاي آنان، اين واقعيت را اثبات مي‌كند كه در صداوسيماي مركز كردستان، مديرانِ قبلي به جاي كار در عرصه‌ي فرهنگ و رسانه، عملا به جناح‌بازي مشغول بوده‌اند.هنوز هم بر كسي معلوم نيست كه چگونه پيريايي و محمدزاده كه به تبعيت از محمدرضا رحيمي از طرفدارانِ سرسخت هاشمي رفسنجاني بودند، چگونه به يك‌باره تغيير مسير داده و سر از نهاد رياست جمهوري و جرگه‌ي طرفداران سينه‌چاك احمدي‌نژاد  درآوردند.فراموش نكنيم كه بي‌حاشيه‌ترين وشايد مناسب‌ترين دوران مديريتي صداوسيماي مركز كردستان در دوران آقاي علي‌اكبري بوده كه دور از زدوبندهاي سياسي – جناحي، دغدغه‌اي جز فعاليت رسانه‌اي و فرهنگي نداشته است.

ممكن است خواننده بر اين سطور چنين ايراد بگيرد كه فعاليت يك مدير سياسي نمي‌تواند بر كار رسانه و برنامه‌هاي آن تاثير بگذارد اما واقعيت اين است كه مديران سياسي جناحي مورد بحث چندين نيروي ناكارآمد و نابلد را در صداوسيما به كار گرفتند كه در حال حاضر بار سنگيني براي اين رسانه هستند.(جالب است كه عين همين مشكل در زمان زمامداري عيوض‌علي كردان در صداوسيماي تهران رخ داده و شايع است كه ايشان نيروهاي وابسته به خود را به صورت اتوبوسي از شمالِ كشور به مركز آورده و به كار مي‌گماشت).

پس از اين مقدمه‌ي كوتاه، حال لازم است به ذكر مهم‌ترين ويژگي‌ها و بايسته‌هاي كار عوامل و نيروهاي رسانه‌اي پرداخته و در اين مورد بحث شود كه نيروهاي فعلي صداوسيماي مركز كردستان داراي چه نمره و امتيازي هستند.

واقعيت اين است كه كار در رسانه جداي از بايستگي‌هاي اخلاقي، فكري و عقيدتي وتعهد شخصي، مستلزم دارا بودنِ تخصص و دانش رسانه‌اي و فرهنگي نيز مي‌باشد.به عنوان مثال به‌كار گماشتن يك نيروي متعهد، اخلاق‌گرا، مذهبي و شرافتمند اما بدون داشتن دانش و تخصص و بينش فرهنگي رسانه‌اي، در پُست تهيه‌كنندگي سيما به همان اندازه آسيب‌زا و ناكارآمد است كه به كارگماشتن نيروي متخصص و اهل فني كه از اخلاق و تعهد و ارزش‌هاي ديني و ملي و قومي فاصله دارد. حساسيت اين موضوع زماني بيشتر درك مي‌شود كه به خاطر بياوريم كار و فعاليت در صداوسيماي استاني با اكثريت اهل سنت و ويژگي‌هاي خاص فرهنگي، قومي و زباني خود، ظرفيت‌هاو ظرافت‌هاي فراواني را طلب مي‌كند. اما متاسفانه بسياري از مديران قبلي اين نكته را ناديده گرفته و با تنگ‌نظري‌ها و باندبازي‌هاي خود كاري كردند كه عملا ده‌ها نيروي هم‌شهري، هم‌استاني و هم‌مرام خود را به كار گرفته و با پديدآوردن فضاي حراستي و گزينشي افراطي نيروهاي زيادي را از سازمان راندند و بسيار جاي تاسف دارد كه چندين پرسنل و كادر تلا‌ش‌گر، كه زماني از بهترين نيروهاي اين مركز بوده و با استفاده از آموزش‌ها و امكانات صداوسيماي جمهوري اسلامي‌ايران پرورش يافته بودند، رانده شده و چند تن از آنان در رسانه‌هاي ضدانقلاب در آن سوي آب‌ها و كوه‌ها به تبليغ عليه نظام مشغولند. همين جا لازم است اين نكته توضيح داده شود كه قرار نيست هر كسي كه از سازمان صداوسيما اخراج شود در يك رسانه‌ي ضدانقلاب مشغول به فعاليت منفي شده و اخراج را به توجيهي براي عمل ناروا و ناحق خود تبديل كند اما حرف بر سر اين است كه متاسفانه در دوران مديران قبلي بسياري از اخراج‌ها و تنگ‌نظري‌هاي گزينشي بر اساس تصميمات فردي بوده و با رافت و عطوفت اسلامي تضاد داشته و از اين گذشته اختيارات آن مديران در به‌كارگيري نيروهايي ناكارآمد – به صرف وابستگي شخصي، فاميلي و جناحي- بارِ رسانه را در انجام تكاليف خود سنگين كرده است.

به عنوان مثال ممكن است كسي يك معلم خوب و يك نيروي متعهد براي آموزش و پرورش باشد اما اين لزوما به معني مثبت واقع شدنِ آن نيرو در پستُ حساسي چون معاونت سيما و ديگر معاونت‌ها نيست.

نفوذ مديران سياسي و اجرايي استان در صدواسيماي مركز كردستان، در شرايطي كه اين مركز جزئي از رسانه‌ي ملي و زير نظر رهبري مي‌باشد، نه تنها نتايج مثبتي را به دنبال نياورده بلكه باعث شده كه اين مركز از رسالت راستين، فرهنگي، اجتماعي و انقلابي خود تا حدود زيادي فاصله بگيرد.

نكته‌ي غريبي كه در مبحث پرسنلي صداوسيماي مركز كردستان وجود دارد آن است كه اغلب نيروهاي گوينده، نويسنده و گزارش‌گر در اين سازمان كارمند رسمي سازمان نبوده و تحت عنوان نيروهاي حق‌الزحمه‌اي و دستمزدي كار مي‌كنند و برخلاف تصور عامه، درآمد ناچيزي دارند. با آن كه اين دسته از نيروها امنيت شغلي نداشته و هر آن در معرض خطركنارگذاشته‌شدن هستند- و البته غالبا مشاغل ديگري نيز دارند- نسبت به نيروهاي رسمي اين سازمان، بيشتر كار مي‌كنند.صد البته اين نيروها از تخصص چنداني بهره‌مند نبوده و انگيزه‌ي بالايي هم براي كار ندارند چرا كه مي‌دانند استخدام رسمي آنها برخلاف نورچشمي‌ها و سفارش‌شده‌ها به درازا مي‌انجامد.شايد عجيب و باورنكردني باشد اگر بدانيم بعضا نيروهايي در اين مركز پس از بيست سال كار به استخدام سازمان درآمده‌اند!و غريب‌تر آن كه در مقابل نيروهاي استخدام رسمي يا درآمد خوب و بيمه صداوسيما، نيروهايي نيز هستند كه پس از چندين سال كار هنوز هم به صورت قراردادي و مزاياي تامين اجتماعي و درآمد پايين، فعاليت مي‌كنند.نيوهايي با تحصيلات پايين و بدون تخصص – حتي در حد حكم رسمي كارمند خدمات عمومي – در صداوسيما به مديريت رسيده‌اند، در حالي كه نيروهايي ديگر باوجود دارابودن تخصص و دانش، در حاشيه هستند.

شايد مديران صداوسيماي مركز كردستان و بسياري از مراكز ديگر كشور، كسب جوايز جشنواره صداوسيما را به عنوان سندي براي اثبات كارآمدي و موفقيت خود و نيروهايشان عنوان كنند اما حقيقت آن است كه عوامل برنامه‌ساز صداوسيما بايد جوايز و اسناد اثبات موفقيت خود را از مردم و مخاطباني بگيرند كه قرار است از برنامه‌ها‌ي آنان منتفع شوند. اين نوشتار در پي آن نيست كه خدايي نخواسته در پيِ اثبات ناكارآمدي و نابلدبودنِ همه‌ن نيروهاي اين مركز باشد. خير در حال حاضر نيز در مركز كردستان در هر دو بخش صدا و سيما، شمارِ نيروهاي كاربلد چندان قليل نيست، اما واقعيت آن است كه خروجي و كالاي نهايي اين نهاد فرهنگي رسانه‌اي – كه همانا برنامه‌هاي تلويزيون و راديو است – شباهتي به حاصل كار نيروهاي حرفه‌اي، متعهد و باانگيزه ندارد.

گويندگان ضعيفي كه بر زبانِ فارسي و كردي تسلطي ندارند و حتي در حد آماتور هم جلوه نمي‌كنند، گزارش‌گراني كه با سوالات غيرحرفه‌اي و بيهوده و تعارفات و پرحرفي‌هاي خود بيننده و شنونده را دفع مي‌كنند، كارگرداناني كه در الفباي دكوپاژ و سناريو درمانده‌اند و به روش بسازودررو عمل مي‌كنند، نويسندگاني كه از دانش و بنيه‌ي ناچيزي برخوردارند، تصويربرداراني كه گويي از سر اجبار دوربين برداشته‌اند، كارشناس- مجري‌هايي كه جز نصيحت تكراري چيزي براي عرضه‌كردن ندارند، تهيه كنندگاني كه گويي سوگند ياد كرده‌اند به طرف ابتكار و خلاقيت نروند، موسيقي‌هايي كه از فرط تكرار و سطحي‌گري شنونده را دور مي‌كنند، برنامه‌هايي كه از بنيه‌هاي فرهنگي اسلامي، قومي و ملي بهره‌ي چنداني نبرده‌اند، برنامه‌هايي كه گويي فقط و فقط براي پركردن كنداكتور ساخته شده و اهميتي به بود و نبود مشتري نمي‌دهند، خبرهايي كه شتاب‌زده و ناشيانه نوشته و ترجمه شده‌اند، همه و همه واقعيت‌هاي تلخي هستند كه هر روز و هرشب در برنامه‌هاي صداوسيماي مركز كردستان به چشم مي‌آيند و به گوش مي‌رسند و متاسفانه در اين ميان سهم نيروهاي ضعيف و ناشي و بي‌انگيزه آن قدر زياد است كه كورسوهاي ابتكار و جواني و كار و تلاش حرفه‌اي چندان به چشم نمي‌آيد و در اين شرايط اين برنامه‌ها نمي‌توانند در جذب حداكثري مردم استان موفق عمل كنند.

در بخش‌هاي آينده‌ي اين نوشتار به بيان مثال‌ها و جزيياتي از ضعف‌هاي مشهود و آشكار عوامل برنامه‌ساز مركز كردستان خواهيم پرداخت، اما پيش از آن لازم است بر اين نكته تاكيد شود كه براي تقويت صداوسيماي مركز كردستان، بايد پس از حل مشكلات جديِ موجود در معاونت‌ها به بحث كارآمدكردن و آموزش نيروها توجه جدي صورت بگيرد و در به‌كارگيري نيروها،از تنگ‌نظري‌هاي گزينشي افراطي و مناسبتي پرهيز شود. كسي چه مي‌داند شايد مديركل فعلي به ياري و همت همين نيروها عزمِ ان كند كه در آينده‌اي نه چندان دور صداوسيماي مركز كردستان را به يك نهاد فرهنگي رسانه‌اي بسيار محبوب و موفق تبديل كند.انشاالله.
                                                                                                             ادامه دارد

تاريخ: ۱۳۸۹/۳/۳۰

نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

 
 

  خانه   |    آرشیو   |    خبرنامه   |    درباره ما   |    ارتباط با ما   |    RSS