"کردستان امروز". روز پنجشنبه، ۲۶ فروردین ماه با حضور جمع کثیری از مردم سردشت همایش "شهراندیشی:چالشها و چشماندازها" در سالن مجتمع فرهنگی هنری ارشاد اسلامی سردشت برگزار گردید.
به گزارش سایت سرچاوه انجمن فرهنگی اجتماعی ققنوس سردشت همایشی تحت عنوان "شهراندیشی: چالشها و چشماندازها" با شعار "شهروند خوب شهر خوب" با حضور جمع کثیری از مردم، انجمنها، دانشگاهیان و فعالین مدنی و فرهنگی سردشت برگزار نمودند که مجری این برنامه شاعر و ادیب آقای رحمت فروغی بودند. اهداف مورد نظر در این همایش را انجمن ققنوس در بیانهای به دین شرح آورده بود:
شهر چیست؟ چه هنگام فردی شهروند نامیده میشود؟ آیا هر اجتماع انسانی را به صرف تراکم بالای جمعیتی میتوان شهر نامید؟ زیر ساخت و بستر تشکیل شهر از روستا کدامها میباشند؟ حقوق شهروندی و وظایف و تکالیف شهروندان در مقابل همدیگر و در قبال نهادهای حاکم بر آن کدامها هستند؟ مجموعهای از این سوالات و منظومهای از این پرسشهای حول مفهوم کانونی شهر بود که این ایده را به ذهنها متبادر نمود که با همشهریان خود از هر طیف و گروهی و وابسته به هر قشر و طبقهای اعم از زن و مرد در محیطی مالامال از صمیمیت و دوستی و همدلی دور هم جمع گشته و به رأی و رایزنی دربارهی این مطالبات و موضوعات مهم و حیاتی بپردازیم. باشد که این نشست و گردهمایی دریچه و فتحالبابی تازه گردد برای ما و همشهریان عزیزمان که دست کم یک چند بار دور هم جمع گشته و دربارهی مشکلات و معضلات و چالشهای موجود و چشماندازها و دورنماهای پیشرو اندیشه کرده و به بحث و تبادل نظر بپردازیم.تا شاید از این رهگذر دست کم توانسته باشیم در گام نهادن سنتی و در حال گذرمان به جامعهای شهری و اجتماعی شهروند محورتر در حد بضاعت فکری خود نه بیش و نه کم کمکی کرده باشم و از این راه احساس مسئولیت و مسئولیتپذیری و حس شهروندی و شهراندیشی همراه با شهر دوستیمان را در خود همیشه زنده نگه داشته و پاس بداریم.
در ابتدا آقای هیوا سعدی رئیس انجمن ققنوس ضمن خوش آمدگویی حاضرین به بیان اهداف این همایش پرداختند و به نسبت عدم حضور مسئولین شهرستان در این همایش که به شکل رسمی از آنان دعوت به عمل آمده بود گلایه نمودند.
آقای جلال حاجیزاده یکی از فعالین مدنی سردشت به عنوان اولین سخنران مقالهای تحت عنوان "بررسی سیر تحول و تکامل معرفتی شهر اندیشی" ارائه نمودند. پژوهش پیرامون نظریه شهراندیشی در آرا و افکار صاحب نظران و بررسی و ارزیابی انعکاس و تعمیم مبانی فلسفی و معرفت شناختی اشان بر آن، هدفی است که نامبرده در این پژوهش دنبال کرده، و شهراندیشی را به لحاظ معرفتی در آرا و اندیشههای فلاسفه و متفکران واکاوی نمودند. شهراندیشی به مجموعهای مطالعات، تأملات و تبیین پیرامون انگاره شهر و ابعاد ایجابی و سلبی آن به گونهای علمی می پردازد به قسمی که در آن چشم اندازهای مثبت و آسیبها و چالشهای فراپیش آن هم لحاظ گردد. دو مولفه اصلی شهراندیشی عبارتند از مقولات شهر(نشینی) و شهروندی. آقای حاجیزاده که مقاله خود را با زبان کردی به صورت پاورپوینت ارائه کرده کوشید تا ضمن بیان پیشینه تاریخی و علل و عوامل پیدایش آنها، این دو مفهوم و مبانی مقوم آن را از ابتدا تا عصر حاضر با عطف توجه به اندیشهها و افکار متفکرانی نظیر افلاطون، ارسطو، فارابی، ابن خلدون، سنت آگوستین قدیس، کانت، روشنگری و مدرنیته، انقلاب صنعتی و مارکسیستها، مکاتب فرانکفورت و شیکاگو، و اندیشمندانی همچون دیوید هاروی و کاستلز مورد مطالعه قرار دهد. به باور سخنران شهر برساختهای انسانی است که از ابعاد و فضاهای متنوعی با کارکردها و عملکردهای گوناگونی تشکیل شده است. ایشان میان دو بافت اصلی شهر یعنی بافت فیزیکی و بافت معرفتی – فکری شهر تمایز قایل شدند. به عبارتی معماری فیزیکی را از معماری معرفتی منفک ساخته و پیدایش و بسط سویه دوم را مورد بررسی و تبیین قرار داد. از طرفی با رویکردی تکالیف محور عموما تأکید بر آن است که شهروندان به وظایف و تعهدات خود عمل نمینمایند در حالیکه این مسئله از حیث منطقی درست نمیباشد.چرا که مبانی حقوق شهروندان پایه و سنگ بنای تکالیف شمرده میشوند. یعنی اگر شهروندی با مجموعه حقوق و مفاهیم مرتبط با آن آشنا نباشد و یا این حقوق از وی نقض و سلب گردیده باشد اصولا جای برای عمل به وظایف و مسؤلیتها باقی نمیماند. به باور نامبرده فهم شهروندی مستلزم شناخت و درک حقوق آن است. به این معنا که انسانها اساساً به گونهای پیشینی موجوداتی محق هستند تا مکلف. با این تعبیر حقوق شهروندی از ساحت پیشینی نسبت به تکالیف و وظایف برخوردار هستند. لذا شهروند عبارت است از فردی آگاه و آزاد که در قالب یک جغرافیای سیاسی حقوق و تکالیف خود را میشناسد و به آنها عمل مینماید. حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی مهمترین حقوق شهروندی به شمار میروند. تبیین مبانی قوام بخش شهراندیشی در این پژوهش نشان داده است که قرابتی آشکار و انداموار میان بافت معرفتی و بافت فیزیکی شهر وجود دارد.
حاجیزاده در خاتمه ضمن تحلیل همپیوندی انگاره شهر با شهروندی به مثابه مهمترین موازین و آموزههای شهراندیشی، درک و شناخت این دو مضمون را در توسعه و پیشرفت زوایا و فضاهای متنوع شهر مثمر ثمر دانستند و تلاش نمودند تا این دو مقوله را در ایجاد و استقرار سرمایه اجتماعی در شهر بر مبنای تفاهم و اعتماد میان سرمایههای مختلف شهری مثبت و سازنده قلمداد نمایند.
در ادامه برنامه شاعر شیرین سخن سردشت آقای عبدالخالق نقیب با خواندن چند قطعه شعر بسیار زیبا همایش را فضایی ادیبانه بخشیدند که با تشویق و استقبال گرم حاضرین روبرو گردید.
از دیگر سخنرانان این همایش آقای فریدون حکیمزاده نویسنده و روزنامهنگار سردشتی با مقالهای به زبان کردی به بررسی تاریخی شهرستان سردشت پرداختند. آقای حکیمزاده در مقاله خود به بازگویی رویدادهای پرداختند که سینه به سینه نقل شدهاند ولی گذشتگان برای ثبت و ماندگاری آن تلاشی نکردهاند و این پدیدهی تنپروری و تنبلی را معضلی اساسی در نشر و ماندگاری فرهنگ و ادب و تاریخ ملتها خواندند. ایشان به واژهی «سلق» در کتاب مسالک و ممالک اشاره نمودند که تاریخشناسان زیادی از روی نقشهخوانی بر این باورند که این واژه از «سلک»،«سه لک» همان سردشت امروزی است.معنی «سلق» باید «سه لک» یا سه راهی باشد که در زمان خود سردشت به عنوان سه راهی در میان شهرزور،مراغه و دینور از موقعیت جغرافیایی مهمی برخوردار بوده است.تاریخنویسان در کتابهای خود بارها از موقعیت شهر سردشت نام بردهاند که رویدادهای بسیار مهم تاریخی در آن روی داده و پادشاهان زیادی که در این منطقه وارد شده و به جنگ پرداختهاند. اما متأسفانه پیشینیان ما نتوانستهاند تاریخ خود را ثبت و حفظ نمایند و به همین دلیل بسیاری از رویدادهای تاریخی به فراموشی سپرده شدهاند و از بین رفتهاند. آقای حکیم زاده بر این باور است که سیطره زبان عربی و فارسی بر نوشتهها و معمول نبودن یادداشت و ثبت رویدادهای تاریخی ضربهای بس مهلک بر پیکرهی تاریخ ملت کرد وارد آورده است. شخصیتهای بزرگی چون ابنالحاج سنجوهای، ملاعبدالله و ملا محمود بیتوشی، ملا احمد اشکهای، ملا عزیز واعظی، عزیز خان مکری، موسی خان مکری و ملا یوسف اصم و دیگر عالمان منطقه حتی یک صفحه از تاریخ منطقه خود را ننوشتهاند. آمدن قوای مغول به منطقه سردشت و رفت و آمدنشان با ملا یوسف اصم، جنگ جهانی اول و دوم، آمدن قشون روس به منطقه مکریان و سردشت، رفت و آمد آرتش عثمانی با مردم سردشت و ارتباط آنها با بعضی از مردم روستاهای سردشت، هجوم طایفه پشدر به سردشت و جنگ با قوای روس، قیام بزرگ ملا خلیل میرآباد(میراوێ) بر علیه رضاشاه و قیام عمرپاشاه قلعهرش(ئهمهر حهمه سوور) و بسیاری دیگر از این رویدادها میتوانست سوژهای برای نوشتن این بزرگمردان باشد که متأسفانه بجای خدمت به فرهنگ و ادب و تاریخ ملت خود عمر خود را در متون سفت و سخت عربی و تازی صرف نمودند.(سایت سرچاوه متن کامل مقاله آقای حکیمزاده را در روزهای آینده پخش خواهد نمود).
حاج ماموستا عبدالرئوف حسینپور از روحانیون متنفذ و محبوب سردشت با سخنانی حول محور "چالشها و چشماندازها" به بررسی مسائل و مشکلات شهری پرداخته و بعضی از جنبههای که مردم به نسبت آن کمتوجه بوده را برای حاضرین بیان کرده و از سوی دیگر به مشکلات موجود و عدم رسیدگی مسئولین شهرستان و بیمیلی برای رفع محرومیت و مصیبتهای دامنگیر این مردم اشاره نمودند. ایشان عدم حضور مسئولین در اینگونه همایشها را دلیلی برای بیمیلی آنان در جهت رفع مشکلات و نادیده گرفتن خواست روای مردم دانستند. حاج ماموستا با توصیف جامعهای آباد و مترقی به وظایف مسئولین و مردم آن جامعه اشاره نمودند که مستلزم چنین جامعهای وجود مردمی وظیفه شناس و مسئولینی کارآشنا و آگاه میباشد و مشکل و کمبودها در جامعه دلیل بر مردم و مسئولینی خطاکارست. در همین راستا به مواردی اشاره نمودند که مردم باید در برابر آنها بیشتر توجه کرده و شانه از زیر مسئولیت آن خالی نکنند.از جمله این موارد مشکلات ماشینهای ۳f و موتورسیکلتهای است که در جادهها و داخل شهر به دلیل عدم رعایت قوانین راهنمائی و رانندگی برای عامه مردم ایجاد مشکل و خطر کردهاند. و از طرفی دیگر به کوتاهی مأمورین راهنمائی و رانندگی هم اشاره نمودند که به جای پیگیری تخلفات رانندگان متخلف برای مهمانانی که قصد سفر به سردشت را دارند به بهانههای بیاساس ایجاد مشکل کرده و خاطراتی ناخوش برایشان ایجاد خواهند نمود. نبودن بازارهای متمرکز در سطح شهر و منتقل کردن اجناس وارداتی از بازارهای سردشت به بازارهای دیگر شهرها به عنوان معظلی اقتصادی. وجود بیش از ۲۰۰۰ هزار نفر در سطح شهرستان که شناسنامه ندارند، ساخت و سازهای بیرویه و به دور از استانداردهای شهرسازی یا معاملات و وارد کردن قرصهای روانگردان و پدیدهی زمینخواری که امروز بیشتر زمینهای قابل استفاده را به ناحق تملک کردهاند از دیگر موارد مورد اشاره ایشان بودند.
حاج عبدالرئوف حسینپور در قسمت دوم سخنانش مسئولین سطح شهرستان که در همایش حاضر نبودند این چنین خطاب قرار دادند:برادران و خواهران مسئول آنچه امروز به شما خواهم گفت بدون هیچ نیت سوء و هدف خاصی صرفا برای رضای خداست و شما هم گوش فرا دهید و چارهای به حال خود بیاندیشید.مسئول کسی است که در قبال مسئولیتی که گرفته آگاه و دارای تبحر و شایستگی باشد به دان معنی که کار را باید کاردان تقبل نماید و گرنه پذیرفتنش حرام است.که متأسفانه بیشتر مواقع کار در این قسمت میلنگد به دان معنی که کار به کاردان نمیسپرند یا اینکه کارناآشنا مسئولیت را تقبل کرده یا در قبال مسئولیتی که گرفته بیتوجه است.مسئولیتها امانتی که به شما واگذار شده اگر توانش را در خود سراغ ندارید آنرا برگردانده و به اهلش بسپارید.در این مورد فامیلیگری،هم عقیدهای و یک باوری یا همشهریگری و تعصبگری و باند و باندبازی حرام است.آنچه مهم است مهارت و شایستگی است و فرقی نیست در بین فارس، ترک، عرب یا کرد یا اینکه سنی است یا شیعه،حتی مسلمان است یا مسیحی یا هر دین دیگری. سفید باشد یا سیاه، سرخ یا زرد باشد مهم این است که زادهی همین آب و خاک باشد احساس مسئولیت نماید.و دلیل این امر هم دستور و کرده پیامبر خداست. حاج ماموستا دلایل اینکه چرا مردم در برابر آنچه اتفاق میافتد به بیتوجهی متهم میشوند گفت: از دلایل اساسی این است که مردم را به اتهام بزرگتری ترساندهاند.تا کسی حرفی زده به ضدانقلاب و وهابی و برهم زدن جامعه متهمش میکنند.یا اینکه در میان مردم شایعه شده که کسانی هستند نمیگذارند کاری صورت بگیرد من سوال میکنم اینان چه کسانی هستند که جلو کار دولت را خواهند گرفت؟! چنین اتهامات و شایعاتی در بین مردم از دلایل اساسی است که مردم را گرفتار بیتوجهی کرده است که دامن مسئولین را هم خواهد گرفت.دلیل سوم برای این کوتاهی ظلمی است که در طول تاریخ بر ملت ما رفته است و بزرگترین مشکلات روحی و روانی را برای ما ایجاد کردهاند از تجاوز قشون روس و زنده سوزاندن مردان سردشت، به آتش کشاندن شهر از طرف حاکمان وقت و بمباران طرفین جنگ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و کشتن مردم این شهر و بزرگترین آن بمباران شیمایی سردشت در ۷ تیر ۶۶ به دست صدام ظالم است که وجود چنین تاریخی شاید دلیلی برای این کوتاهی باشد ولی باز هم نباید بیتوجه از کنار مشکلات گذشت و پیگیر نباشیم.
حاج ماموستا عبدالرئوف حسینپور با توجه به این گفته که بودجهای ویژهای به سردشت اختصاص یافته و با آن کارهای زیادی انجام دادهاند بر این باور است که کار انجام گرفته اما نه زیاد و کار انجام شده اساسی و درست نبوده است. با بیان اینکه سال ۱۳۰۹ سردشت شهرداری و سال ۱۳۴۵ فرمانداری داشته است و با مقایسه با شهرهای همجوار کار انجام شده در سردشت را زیر سوال برده و معتقد به کار اساسی و شایسته نبودند.آمار ۸۰۲۴ مصدوم شیمیایی اعلام شده از طرف رئیس جمهور اسبق آقای رفسنجانی در نماز جمعه را دلیلی برای کوتاهی مسئولین در قبال این مردم دانستند در حالی که امروز از این آمار تنها ۱۶۰۰ نفر دارای پرونده بوده و در میان آنها حدودا ۴۰۰ نفر شامل مزایا و حقوق میباشند.همچنین ایشان مسئولین سطح شهرستان را به نادیده گرفتن دستورات بالاتر و بیتوجهی به طرح و پروژههای تصویب شده برای شهرستان متهم کردند و از کارخانه کنسترانته و درمانگاه تخصصی مصدومین شیمیایی سردشت که اهدائی رهبر انقلاب میباشند سخن گفتند که امروز بعد از سالها از افتتاحشان به بهرهبرداری مطلوب نرسیدهاند و از طرحهای دو سال قبل ریاست جمهوری در سفر به استان که به تصویب رسیدهاند سوال نمودند که از تعداد ۳۶ طرح تصویب شده آیا تنها ۶ طرح آن اجرا شده است؟ همچنین بیمارستان تازه تأسیس شده را بیمارستان روستاهای اطراف نامیدند که بعد از بیست سال افتتاح شده ولی هزاران مشکل و کمبود را با خود یدک میکشد.حاج ماموستا خطاب به شهرداری سردشت گفتند:دو سال قبل در مراسم کلنگزنی بازاری برای شغلهای مزاحم شرکت کرده بودیم آقای شهردار کجاست این بازاری که قول بود برای هفته دولت افتتاح شود.کجاست پارک کودک و فضای سبز،بهداشت و نظافت شهریتان کجاست،خیابان و کوچههای درست و حسابی و خالی از گرد و خاکت کجاست؟
حاج ماموستا عبدالرئوف حسینپور در پایان سخنانشان به دو موضوع اساسی پرداختند. امواج پارازیت ماهوارهای که متأسفانه هیچ ارگانی مسئولیت آنرا قبول نمیکند و امروز برای مردم شیمیاییزده سردشت که در وضعیت نامناسب روحی و روانی بسر میبرند پدیدهای بسیار نگران کننده شده است.کشتن کاسبکاران از طرف نیروی انتظامی موضوع آخر بود که اشاره نمودند اینکه نیروی انتظامی به چه گناهی این مردم را خواهد کشت اگر دستور است که در نقطهی سفر مرزی از کمر به پایین شلیک شود آیا تا امروز چند نفر به دلیل شلیک به پایین تنه کشته شدهاند مگر نه این است که بیشترینشان از ناحیه سر و بالا تنه مورد اصابت گلوله قرار میگیرند.
آقای شورش ابوبکری هنرمند خوش صدا با اجرای موسیقی زیبایی فضای شادی به همایش بخشیدند.