"كردستان امروز". نياز گسترده به شهرسازي و شهرگرايي در سده اخير و همچنين انفجار جمعيت در كلانشهرها، ابعاد متنوعي به مسائل شهر داده و مباحثي چون آموزش و مشاركت شهروندان، اهميت ويژهاي يافته است.
با كاهش كيفيت محيطزيست شهري و افزايش آلودگي صوتي، آلودگي بصري، كمبود منابع، رشد آسيبهاي اجتماعي، نابساماني سيستمهاي دفع فاضلاب و زباله، توسعه غيررسمي كلانشهرها، كاهش كيفيت زيست و رفاه شهري، مسائل سكونتي و ناهنجارهاي رفتاري در شهرها، ضرورت ايجاد و گسترش پايگاههاي آموزش شهروندي در سطح شهر تشديد شده است. امروزه فقدان آموزش فرهنگ زندگي شهري كاملا مشهود بوده و در كلانشهر تهران، ناآگاهي از فرهنگ شهرنشيني و قواعد رفتاري زندگي شهري، هزينههاي زيادي را به اداره كنندگان شهر، محيط شهري و ساكنان شهر تحميلكرده است. شهر تهران با افزايش مداوم جمعيت ثابت و جمعيت سيار و افزايش خردهفرهنگها و قوميتهاي متعدد روبهروست و به موازات آن با نيازهاي اجتماعي وابسته به آن مواجه است كه با گسترش و افزايش اين وضعيت، نيازها بهمراتب بيشتر شده و وظايف سازمانهاي مربوطه نيز سنگينتر ميشود.
سكونت در شهر، تعهداتي را براي مديران شهري و تكاليفي را بر شهروندان به همراه دارد و ارزشها و هنجارهايي را بهدنبال دارد كه اين مهم، مديريت مطلوب شهري را با تكيه بر آموزشهاي شهروندي، همراه با پايگاههاي آموزشدهنده در سطح شهر، جهت انتقال آموزشهاي شهري به مردم با هدف ارتقاي مشاركتهاي اجتماعي بيش از پيش ميطلبد. اما در ادامه به اينكه آموزش شهروندي چه محتوايي دارد و مقصد اصلي آن (مشاركت) چيست و چه كاركردي ميتواند داشته باشد و اينكه اين وظيفه بر عهده چه نهاد و يا سازماني است اشاره ميشود.
يكي از مفاهيم عمده در ادبيات آموزشي، تدوين محتواي آموزشي منطبق با نياز شهر و شهروند است كه حاوي موضوعات اساسياي چون هدفهاي نهايي و كلي با توجه به فلسفه آموزش، اهداف و راهبردهاي لازم براي رفع نياز است؛ همانند موضوع ترافيك، بازيافت، حفظ فضاي سبز، حفظ نظافت شهر و... .
محتواي آموزشي فرايندي است مستمر كه بهصورت مجموعهاي از مفاهيم متشكل و كلي، مجموعه نيازهاي آموزشي را براي تدبيري راهبردي و موضوعي هدايت ميكند و شامل كليه نيازهاي آموزشي جامعه و اولويتها و مقاصد و اهداف براساس سياستها و خطمشيهاي مورد نظر، اطلاعات و دانش مطابق با نيازها، وسايل و ابزارهاي لازم براي تحقق اهداف است. در آموزشهاي شهروندي به چند نكته مهم بايد توجه كرد؛ ابتدا بايد به فعاليتهاي شهروندي، ساخت و ساز شهري، رشد جمعيت مناطق شهري پرداخت و سپس با در نظر داشتن اينكه از لحاظ جمعيتشناسي، شهر هسته جمعيت دائم و ثابت ( با معيارها و حجمهاي متفاوت) است به ساختار فرهنگي، قوميتي و اجتماعي شهر توجهكرد.
مهمتر از همه به مسئله فرهنگ بايد توجه اساسي كرد چرا كه فرهنگ داراي كاركردهاي هويتي و اجتماعي بوده و در اصل شخصيت اصلي جامعه را تشكيل ميدهد؛ الگويي است كه نظام شهري را شكل داده و متناسب با آن ارزشها، هنجارها، اهداف و وسايل لازم را براي شهروندان فراهم ميسازد.آشنايي و شناخت دقيق مفهوم شهروندي، گام اول در جهت تحقق آن است اگر شهروندان با نيازها و حقوق خود و ديگران آشنا شوند خود را در برابر هم مسئول دانسته و متعهد ميشوند در ساخت شهر، نقش اساسي و مؤثر داشته باشند.
مطلوبترين روش آموزش و تفهيم معناي عميق شهروندي و مشاركتپذيري، آموزش توسط متخصصان و كارشناسان حوزههاي مختلف شهرداري است كه از طريق ابزارهاي آموزشي منطبق با اهداف ميتوانند به اقشار اجتماعي جامعه بهخصوص كودكان و نوجوانان اين آموزشها را ارائه كنند چرا كه با انتقال آموزشهاي شهري و شهروندي به قشر دانشآموز، اين امكان مهيا ميشود كه آنان با شالودههاي اصلي شهرداري آشنا و از وظايف شهروندي آگاه شوند و با آگاهي كامل بهعنوان شهروند متعهد، مسئوليت خود را نسبت به جامعه و شهر برعهده گرفته و ابزارهاي اصلي مشاركتپذيري را بهعنوان يك شهروند بياموزند. اما در اين ميان آموزش مديران شهري و ارتقاي بينش آنان براي فراهم كردن شرايطي بهمنظور احقاق حقوق شهروندي و آموزش به شهروندان كه عمدتا به جنبه تكاليف اجتماعي شهري شهروند كه همانا مشاركت در عرصههاي مختلف زندگي شهري است، ضروري است.
امروزه شهرداري، متولي آموزش شهروندان است و ادامه مستمر آموزشها در جامعه ضرورت دارد؛ چرا كه در نهايت اثرات منفي ناآگاهي مردم از فرهنگ شهرنشيني و شهروندي و ضررهاي آن مستقيما به شهرداري برميگردد و از طرفي ديگرضروري است كه شهروندان نيز در مورد نحوه تعامل با حوزه شهري مطالبي را فرا بگيرند تا بتوانند شهري بهنجار داشته باشند چرا كه كليه تعاملات شهري در فضاي شهر صورت ميگيرد و پيامدهاي مثبت و منفي به نوعي دامنگير شهروندان نيز ميشود. بنابراين متولي آموزشهاي شهري و شهروندي، شهرداري بوده و در اين ميان با تعامل درونسازماني و برون سازماني ميتواند در حوزه خدماترساني خود به شهروندان، آموزش دهد و در زمينههاي برنامهريزي با نظام اطلاعرساني صحيح، شهروندان را به مشاركت سوق دهد.
مقصد اصلي آموزش شهروندي
اما مقصد اصلي آموزش شهروندي چيست؟ نبود فلسفه مناسب در شهر، با هدف بسترسازي مطلوب مشاركتجويانه، ضرورت نياز به آموزشهاي شهروندي را ايجاب ميكند. مشاركت پديدهاي ذهني است كه بدون فلسفه مطلوب و آموزش نميتواند بهصورت جزئي از فرهنگ شهروندان پديدار شود. نهادينه شدن مشاركت در سطح شهر مستلزم ارائه آموزشهاي لازم است. تشويق شهروندان براي مشاركت در امور شهري از راههاي بهبود زندگي شهروندان به شمار ميآيد. در واقع مقصد اصلي آموزشهاي شهروندي، ايجاد مشاركت است و مهمترين ابزار براي مديريت شهري موفق، بهرهگيري از مشاركت مردم است. جهت رسيدن به اين مهم ضروري است كه مديران امورشهري بسترسازي كنند.
بررسي الگوهاي مشاركتي كشورهاي جهان، نقش و اهميت مشاركت مردمي در مديريت و تصميمگيري شهري را بيش از پيش روشن ميسازد، مديران شهري بايد به اين اصل توجه كنند كه در شرايط كنوني جهت حل مسائل شهري بر همكاري و مشاركت شهروندان نياز دارند و لذا براي تشويق مشاركت گستردهتر شهروندان در امور شهري به اركان و پايگاههايي نياز است كه آموزشهاي شهري از طريق ابزارهاي آموزشي مؤثر و منطبق با ساختار اجتماعي انتقال داده شود. در اينجاست كه اهميت مشاركت مردم در تصميمگيري معلوم ميشود. وقتي سخن از مشاركت، اعتماد اجتماعي و آموزشهاي شهروندي به ميان ميآيد.
كاركرد مثبت آموزشهاي شهروندي
آموزشهاي شهروندي يك پديده كاركردي محسوب ميشود كه در اثر نياز بهوجود آمده و در رفع آن نيازها ميكوشد. اين پديده داراي كاركرد آشكار و پنهان با رويكرد مثبت است چرا كه در جهت انسجام و استحكام جامعه و شهر سودمند است.
از جمله كاركردهاي مثبت آموزشهاي شهروندي اين است كه فعاليتهاي آموزشي با رويكرد شهري و شهروندي به مخاطبين منتقل شده و با مشاركت شهروندان به اهداف آن نظم و جهت داده ميشود و با محتواي آموزشي مؤثر و اثربخش، فعاليتهاي آموزشي و تجارب يادگيري، تقويت شده و اثر متحد و يكپارچهاي ايجاد كرده و الگوهاي ساختاري مورد هدف را در افراد بهوجود ميآورد.
از جمله كاركردهاي آموزشهاي شهروندي و مشاركتهاي اجتماعي، مشخصشدن نيازهاي جامعه در بين سطوح و اقشار جامعه، توسعه مشاركتهاي اجتماعي در راستاي بازيابي و بازسازي شهر تهران، شناخت ظرفيتهاي نيازهاي موجود در بستر شهر، توجه مديران شهري به سرمايههاي اجتماعي جامعه و رشد و اعتلاي آن است. علاوه برآن ميتوان به مواردي همچون ايجاد تعلق اجتماعي در بين مردم، ايجاد و گسترش زندگي اجتماعي مطلوب در شهر، پيريزي شالودهاي محكم بهمنظور توسعه پايدار شهري، بهبود زير ساختهاي حل مشكلات شهري مثل حملونقل، بازيافت، حفظ محيطزيست و فضاي سبز و...نيز اشاره كرد.
در كنار اينها بهبود وضعيت اجتماعي، بهداشتي و فرهنگي جامعه شهرنشيني، حفظ محيط سبز در شهر، همكاري حوزه خدمات شهري و گسترش مشاركت آنان در جهت پيشبرد اهداف شهري، بهوجود آمدن حس مشاركت فرهنگي و اجتماعي در بستر جامعه، اعتلاي طرحهاي توسعه شهري به روش گروهي، مردمي و مشاركت، تقويت نقش شهرداري در ابعاد آن با شهروندان، استفاده بهينه از منابع موجود، اعتلا و ارتقاي هويت مشاركتي در مناطق و محلات و توانمندسازي جامعه براي پذيرفتن مسئوليت شناسايي مشكلات از ديگر كاركردهاي آموزش شهروندي است.
راههاي دستيابي به آموزش مطلوب
اما براي رسيدن به اين مقصود چه بايد كرد؟ گسترش و تقويت اداره كل آموزش و مشاركتهاي شهروندي شهرداري، گسترش پايگاههاي آموزش شهري در محلات و نواحي شهر تهران و تشكيل اين پايگاه در سطح شهر مهمترين گام در راه گسترش فرهنگ مشاركت بوده و فرصت مغتنمي در جهت نهادينه كردن مشاركتهاي مردمي و حضور فعال شهروندان در فعاليتهاي توسعه و مديريت شهري بهشمار ميرود. با استفاده بهينه از تمامي ظرفيتهاي موجود در عرصههاي مختلف و بهرهمندي از امكانات علمي و عملي ساير نهادها و سازمانها در فرايند مشاركت همگاني، مديريت شهري ميتواند با بهرهگيري از تخصصها و دانشها در راستاي تأمين نيازهاي مردم و انجام ماموريتهاي سازماني خود به ارائه آموزشهاي هدفمند بپردازد.
اطلاعرساني و آموزشهاي شهروندي ميتواند در راستاي ايجاد نگرشها، افكار و رفتارهاي پسنديده در چارچوب هويت اسلامي تأثيرگذار باشد لذا مجموعه آموزشهاي ارائهشده به شهروندان را بايد همراه با فرايند، ساختار و برنامههاي منسجم و هماهنگ تنظيم كرد.
آموزش، سرآغاز توسعه
يونسكو، آموزشرا آغاز توسعه برشمرده است؛ آموزش شهروندي در اصل حركتي از «نقص» به سمت «كمال» است كه با رعايت اصل تطابق درون سازمانها قطعا به تكامل خواهد رسيد؛ برنامهريزي جهت آموزش شهري و شهروندي بهمنظور حركت از وضع موجود شهر و شهروندان به سمت وضعيت مطلوب كه اين مهم مستلزم تدوين برنامههاي تدريجي و اجرا و ارزيابي مطلوب است.
رشد و توسعه مطلوب شهري به تغييرات و دگرگونيهايي نياز دارد كه در آن ميبايست منابع آموزشهاي شهري از تمامي قدرت خود جهت تحرك شهروندان و مشاركتپذيري آنان استفاده كند. بنابراين در جهت توسعه مطلوب آموزشهاي شهروندي بايد از شيوههايي استفاده كرد كه مقبوليت اجتماعي با تأكيد بر پيشرفت برنامههاي آموزشي همراه با تغييرات مثبت، توأم باشد ضمن اينكه با معيارهاي اجتماعي و فرهنگي و زيستمحيطي همخواني و سازگاري داشته باشد.
مديريت خدمات و بهداشت شهري بدون مشاركت گسترده و متشكل مردم، امكانپذير نخواهد بود. بسياري از آلودگيهاي زيستمحيطي، ناشي از عدمهمكاري و مشاركت مردم و يا عدمآشنايي آنها با فرهنگ زندگي شهري است و تجربه ثابت كرده كه آموزش مردم به ميزان زيادي ميتواند بر رفتار آنها در توليد آلودگيهاي زيستمحيطي و بهداشت عمومي مؤثر باشد. مثلا در مورد تفكيك زباله، بهدليل عدمآگاهي مردم و يا بهدليل عدمسرمايهگذاري در آموزش مردم، روزانه هزاران تن مواد با ارزش و قابل بازيافت به همراه ديگر مواد زبالهها نابود ميشوند و بر آلودگيهاي محيط ميافزايند. آموزش مردم در تغيير الگوي مصرف آب، توليد فاضلاب، آلودگي هوا، صوتي و... همين نتايج را ميتواند به همراه داشته باشد.
بايد بدانيم كه دليل وجود هر سيستم آموزشي، تحققبخشيدن به هدفهاي آن نظام است.
اگر هدفهاي موردنظر به درستي تحليل و اولويت آن به روشني تعيين و تصريح نشده باشد امكان حركت و فعاليت صحيح و در نهايت تحقق هدفهاي آموزشي درون آن نظام، غيرممكن خواهد بود زيرا براساس هدفهاي آموزشي است كه برنامهريزي آموزشي و فعاليتهاي درون سيستمهاي آموزش شكل ميگيرد. حضور اجتماعي شهروندان در جامعه مستلزم ايجاد باور عمومي در شهروندان مبني بر دخالت خواست آنها در تصميمگيري شهري است كه اين امر فقط با تقويت احساس تعلق به محله و شهر منجر به مشاركت داوطلبانه بيشتر شهروندان خواهد شد لذا مديريت شهري بايستي به اين امر خطير توجه داشته و از طريق ارگانهاي اجتماعي به تقويت آموزشهاي شهروندي و تقويت حس مشاركت پذيري آنان بپردازد و اين را بدانيم كه رفتن به طرف كمال، مستلزم حركت است و هرگاه حركت باشد به مفهوم تغيير كردن خواهيم رسيد.
منبع: همشهري آنلاين